فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
14
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
پر گشوده و در آستانهء دار « لا تبقينّ فى المسجد خوخة إلّا خوخة أبى بكر » « 1 » ، باب تقرّب به روى او بر گشوده است . هنگام وفات سيّد الكلّ به تلاوت وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ [ 3 / 144 ] هادى ارباب حيرت باقوم السّبل گشته و وقت قتال مانعان زكات به فرمودهء « لو منعونى عقالا » ، عقلاى زمان را در مكتب مكنت خويش به زانوى تعليم در آورده . به مقاتلهء بنى حنيفه ابقاى ملّت حنيفى فرموده و به محاربهء ارباب ارتداد ، مواد فساد را از عالم رد نموده « 2 » . جمع متفرّقات كتاب ، فاتحهء خيرات او و استخلاف عمر بن الخطّاب خاتمهء حسنات اوست . از صحابه امام افضل اوست * اوّل اوليا و اكمل اوست پايهها پيش او فرو پايه * جوهر ذات او گران مايه آن كه در صدق پيشتر باشد * فضلش از جمله بيشتر باشد اى ندانسته رتبت صدّيق * كرده در افضليّتش تدقيق ( 7 - پ ) كرده تصديق اوّليّت او * در تردّد ز افضليّت او معنى افضليّت اصحاب * نيست غير از زيادتى ثواب آن كه اوّل شود در ايمان ، راست * مثل اجر همه كسان ، او راست چون ابو بكر اين تقدّم « 3 » يافت * اجر خويش و اجور مردم يافت چونكه ثانى مصطفى باشد * افضل ار خوانيش ، روا باشد رضى اللّه عن أبي بكر * سابق الأصفياء في القدر مناقب عمر فاروق رضى اللّه عنه و مصلّى آن سابق ميدان كرامت ، مصلّى « 4 » محراب امامت ، فايق اصحاب به عدل و حسن
--> ( 1 ) . K : لا تبقي خوخة فى المسجد الّا سدّت غير خوخة أبي بكر الصّديق رضى اللّه عنه ( 2 ) . K : پشت ارباب ارتداد شكسته ( 3 ) . K : تقديم ( 4 ) . K : مصلاى